ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

104

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) آيين تو در نمىآيم كه رأى و انديشه‌ام را تباه كند ولى تو را به حال خودت وا مىگذارم و در دين خود پايدارم . گويد ، مصعب بن عمير بقيهء ذى حجه و محرم و صفر را با رسول خدا بود و آن گاه شب اول ربيع الاول يعنى دوازده شب پيش از ورود رسول خدا به مدينه آمد و از مكه هجرت كرد . روح بن عبادة از ابن جريج ، از عطاء ، همچنين محمد بن عبد الله اسدى و قبيصة بن عقبه ، از سفيان ، از ابن جريج از عطاء نقل مىكنند كه مىگفته است * نخستين كس كه در مدينه نماز جمعه گزارد مردى از بنى عبد الدار بود . مىگويد ، به او گفتم : آيا به فرمان رسول خدا ؟ گفت : معلوم است سفيان مىگويد ، او مصعب بن عمير بوده است . واقدى از موسى بن محمد بن ابراهيم ، از پدرش نقل مىكند كه * رسول خدا ( ص ) ميان مصعب بن عمير و سعد بن ابى وقاص و همچنين ميان مصعب و ابو ايوب انصارى يا ذكوان بن عبد قيس عقد برادرى بست . بر دوش كشيدن مصعب پرچم رسول خدا ( ص ) را واقدى از محمد بن قدامه ، از عمر بن حسين نقل مىكند كه مىگفته است * لواى بزرگ پيامبر ( ص ) كه همان لواى مهاجران است در جنگ بدر بر دوش مصعب بن عمير بود . واقدى از ابراهيم بن محمد بن شرحبيل عبدرى ، از پدرش نقل مىكند كه مىگفته است * روز جنگ احد پرچم در دست مصعب بود و چون مسلمانان به هزيمت گريختند مصعب پايدارى كرد ، ابن قمئة كه سوار بر اسب بود پيش آمد و دست راست مصعب را قطع كرد . مصعب اين آيه را تلاوت كرد : « و نيست محمد ( ص ) مگر پيامبرى كه پيش از او پيامبران درگذشته‌اند » [ 1 ] تا آخر آيه ، و پرچم را به دست چپ گرفت ، ابن قمئة بر او نزديك شد و دست چپ او را نيز قطع كرد و مصعب باز هم همان آيه را تلاوت كرد و در حالى كه خود را خم كرده بود پرچم را با دو ساعد خود به سينه‌اش مىفشرد . بار سوم ابن قمئة بر او با نيزه حمله كرد و چنان نيزه زد كه نيزه‌اش شكست و مصعب بر زمين و پرچم فرو افتاد و دو

--> [ 1 ] . بخشى از آيهء 144 سورهء سوم - آل عمران . - م .